bent

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary علف نیزار، علف بوریا، علف شبیه نی، سرازیری، سربالائی، نشیب، خمیدگی، خم، خم شده ، منحنی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bent): بازگشت به واژه bent at the top of one's bent bent adaptor bent bond bent gun ion trap hell bent pile bent قاب ،پايه ،اسم رمز از کار افتادن وسايل ،علف نيزار،علف بوريا،علف شبيه نى ،سرازيرى ،سربالايى ،نشيب ،خميدگى ،خم شده ،منحنى علوم مهندسى : طاق خميده عمران : محافظ قالب بتن معمارى : خرک علوم نظامى : اسم رمز براى خرابى وسايل کلمات مرتبط(6)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Bend n. Pronunciation:     ' bend Function:           geographical name city cen Oreg. on the Deschutes pop 52,029]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}