bifurcation

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تقسیم بدو شاخه ، شکاف گاه ، شاخه .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary bifurcation (of case / trial) تفکيک (پرونده يا محاکمه) به دو قسمت
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary bifurcations|bifurquer|bifurcate XIXe; du rad. du lat. impérial bifurcus «fourchu», de bi- (bis-), et furca «fourche». do-šâxa-gi do-râh-i
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bifurcation): بازگشت به واژه bifurcation bifurcation gate انشعاب ،تقسيم بدو شاخه ،شکاف گاه ،شاخه علوم مهندسى : شاخه کامپيوتر : دو حالته کلمات مرتبط(1)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary bi·fur·ca·tion n. Pronunciation:     ˌ bī-( ˌ )fər- ' kā-shən Function:           noun Date:               1615 1 a : the point at which bifurcating occurs b : BRANCH 2 : the act of bifurcating : the state of being bifurcated]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}