bishop

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary اسقف، ( در شطرنج ) پیل.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bishop): بازگشت به واژه bishop bad bishop bishop of the wrong colour bishop pairs cooperating bishop king's bishop gambit lesser bishop's gambit lopez bishop metropolitan bishop prince bishop اسقف ،(در شطرنج )پيل ورزش : فيل شطرنج کلمات مرتبط(9)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Bish·op n. Pronunciation:     ' bi-shəp Function:           biographical name Elizabeth 1911-1979 American poet]]> Bishop n. Function:           biographical name John Michael 1936-     American microbiologist]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}