blow up

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary منفجر کردن ، ترکاندن ، عصبانی کردن ، انفجار، عکس بزرگ شده .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(blow up): بازگشت به واژه blow up blow up تغيير يک شکل از يک قالب تصويرى کوچکتر به يک قالب تصويرى بزرگتر،شکمدان ،منفجر کردن ،ترکاندن ،عصبانى کردن ،انفجار،عکس بزرگ شده کامپيوتر : توقف غير منتظره يک برنامه به خاطر يک اشتباه يا به دليل مواخه شدن با شرايطى از داده که نمى تواند ان را بکار گيرد معمارى : شکم دادگى کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary blow up Function: transitive verb Date: 1536 1 : to build up or tout to an unreasonable extent 2 : to rend apart, shatter, or destroy by explosion 3 : to fill up with a gas (as air) 4 : to make a photographic enlargement of 5 : to bring into existence by blowing of wind intransitive verb 1 a : EXPLODE b : to be disrupted or destroyed (as by explosion) c : to lose self-control especially : to become violently angry 2 : to become or come into being by or as if by blowing of wind 3 a : to become filled with a gas b : to become expanded to unreasonable proportions
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}