طعم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم آنچه اندام چشایی هنگام خوردن یا چشیدن چیزی آن را حس میکند، مزه، طعام.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary flavor ; flavour ; gusto ; odor ; odour ; palate ; relish ; savor ; savour ; smack ; taste واژه هاى شامل طعم ـ (8)