bouleversement

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بینظمی، اغتشاش، تشنج، دهم ریختگی کامل.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary bouleversant|bouleversante|bouleversement|upset|upheaval|turn around lat. boule-verser be carx-ând-an e guy (pbp.) vâž-gun kardan (zir-o-ru)/cappa kardan âšoft-an + fra. bouleverser de fond en comble : yak-sar zir-o-ru kardan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version بى نظمى ،اغتشاش ،تشنج ،دهم ريختگى کامل
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary bou·le·ver·se·ment Pronunciation: bül-ver-sə-mä n Function: noun Etymology: F Date: 1782 1 : REVERSAL 2 : a violent disturbance : DISORDER
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}