bring in

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary وارد کردن ، آوردن ، سود بردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bring in): بازگشت به واژه bring in bring in وارد کردن ،اوردن ،سود بردن ورزش : امتياز بدست اوردن در پايگاه کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary bring in Function:           transitive verb Date:               14th century 1 : INCLUDE , INTRODUCE 2 : to produce as profit or return <each sale brought in $5> 3 : to enable (a base runner) to reach home plate by hitting the ball 4 : to report to a court <the jury brought in a verdict> 5 a : to cause (as an oil well) to be productive b : to win tricks with the cards of (a long suit) in bridge 6 : EARN < brings in a good salary>]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}