bring on
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary ادامه دادن ، جلورفتن ، وادار به عمل کردن ، بظهور رساندن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bring on): بازگشت به واژه bring on bring on ادامه دادن ،جلورفتن ،وادار به عمل کردن ،بظهور رساندن کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary bring on Function: transitive verb Date: 1592 : to cause to appear or occur]]>