burr
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary خار، پوست زبرو خاردارمیوه ، گره ، برآمدگی، غلیظ تلفظ کردن ، حرف r را ادائکردن ، پره یادندانه دار کردن ، بامته سوراخ کردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version پوست زبرو خاردارميوه ،گره ،برامدگى ،غليظ تلفظ کردن ،حرف r را اداءکردن ،پره يادندانه دار کردن ،بامته سوراخ کردن علوم مهندسى : سنگ چاقو تيزکنى علوم هوايى : برامدگى تيز يا زبر يک فلز بر اثر عمليات ماشين کارى
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Burr n. Pronunciation: ' bər Function: biographical name Aaron 1756-1836 3d vice pres. of the U.S. (1801-05)]]>