bushing

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary آستر برنجی یا فلزی، عایق، غلاف حیله گردان .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(bushing): بازگشت به واژه bushing bushing current transformer conduit bushing conduit bushing adapter insulated bushing insulating bushing kelly drive bushing oilite bushing بوش ،لايى ،استرى ،استر برنجى يا فلزى ،عايق ،غلاف حيله گردان علوم مهندسى : پوسته الکترونيک : بوش علوم نظامى : غلاف کلمات مرتبط(7)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary bush·ing n. Pronunciation:     ' bu ̇ -shiŋ Function:           noun Date:               1839 1 : a usually removable cylindrical lining for an opening (as of a mechanical part) used to limit the size of the opening, resist abrasion, or serve as a guide 2 : an electrically insulating lining for a hole to protect a through conductor]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}