cabotage
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary کشتی رانی ساحلی، تجارت ساحلی، کابوتاژ.
- واژهنامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary cabotage کشتيراني ساحلي، تجارت ساحلي، پرواز هواپيما از يک فرودگاه خارجي به فرودگاه خارجي ديگر cabotage, reservation of جلوگيري از حمل ونقل کالا با کشتيهاي خارجي در آبهاي ساحلي يک کشور، جلوگيري از سوار يا پياده کردن مسافر يا بارگيري و تخليه بار توسط هواپيماهاي بيگانه در فرودگاههاي يک کشور reservation of cabotage جلوگيري از حمل ونقل کالا با کشتيهاي خارجي در آبهاي ساحلي يک کشور، جلوگيري از سوار يا پياده کردن مسافر يا بارگيري يا تخليه بار توسط هواپيماهاي بيگانه در فرودگاه هاي يک کشور
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کشتيرانى ساحلى ،کشتيرانى از يک بندر به بندر ديگر درامتداد ساحل ،کشتى رانى ساحلى ،تجارت ساحلى ،کابوتاژ قانون ـ فقه : کشتيرانى و حمل کالا از يک بندر به بندر ديگر بدون دور شدن از ساحل بازرگانى : حمل ونقل ساحلى
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary cab·o·tage n. Pronunciation: ' ka-bə- ˌ täzh Function: noun Etymology: French, from caboter to sail along the coast Date: 1831 1 : trade or transport in coastal waters or airspace or between two points within a country 2 : the right to engage in cabotage]]>