call up

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary احضار برای فعالیت های نظامی، دستور ارسال گزارش، شیپور احضار، بخاطر آوردن ، تذکر دادن ، جمع کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(call up): بازگشت به واژه call up call up درخواست شناسايى شبکه ،احضار براى فعاليت هاى نظامى ،دستور ارسال گزارش ،شيپور احضار،بخاطر اوردن ،تذکر دادن ،جمع کردن علوم نظامى : درخواست اعلام شناسايى در شبکه حاضر و غايب کردن ايستگاههاى بى سيم کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary call up Function:           transitive verb Date:               1549 1 : to summon together (as for a united effort) < call up all his forces for the attack> 2 : to bring to mind : EVOKE 3 : to summon before an authority 4 a : to summon for active military duty b : to bring up from a minor league to a major league baseball team 5 : to bring forward for consideration or action 6 : to retrieve from the memory of a computer especially for display and user interaction]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}