cam

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دندانه ( درمسلسل )، تپه کوچک .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(cam): بازگشت به واژه cam barrel cam brake expander cam cad/cam cam calculation cam control cam ground piston cam mechanism cam ring cam shaft cam throw cam turning attachment cam type regulation cam-grinding attachment cam-operated automatic lathe cam-operated switch double-action cam drawing press eccentric cam exhaust cam guide cam interrupter cam light cam listening cam شابلون ،بادامک ،گوشواره ،برامدگى ،قطعه گوشه دار،دندانه( درمسلسل)،تپه کوچک علوم مهندسى : بادامک کامپيوتر : Composition And Make-up --> Computer Aided Manufacturing الکترونيک : بادامک علوم هوايى : بادامک علوم نظامى : کم کلمات مرتبط(22)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary CAM n. Function:           abbreviation computer-aided manufacturing]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}