cant
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته ، زبان دزدها وکولی ها، طرزصحبت، زبان ویژه ، مناجات، گوشه دار، وارونه کردن ، ناگهان چرخانیدن یاچرخیدن ، باناله سخن گفتن ، بالهجه مخصوصیصحبت کردن ، خبرچینی کردن ، آواز خواندن ، مناجات کردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(cant): بازگشت به واژه cant cant bay window کج کردن ،کج شدن ،سطح مايل ،کج گرفتن کمان ،پخ ،اوريب ،زاويه ميل قبضيتن ،اصطلاحات مخصوص يک صنف يا دسته ،زبان دزدها وکولى ها،طرزصحبت ،زبان ويژه ،گوشه دار،وارونه کردن ،ناگهان چرخانيدن ياچرخيدن ،باناله سخن گفتن ،بالهجه مخصوصى صحبت کردن ،خبرچينى کردن ،اواز خواندن ،مناجات کردن علوم مهندسى : شيب معمارى : کج زيست شناسى : رويه اريب ورزش : اسلحه را در هدفگيرى کمى کج کردن علوم نظامى : انحراف قبضيتن توپ زاويه ميل قنداق کلمات مرتبط(1)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Cant n. Function: abbreviation 1 Canticle of Canticles 2 Cantonese