capital expenditure
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary هزینه ای که برای بهبود سرمایه وافزایش آن بکار میرود.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(capital expenditure): بازگشت به واژه capital expenditure capital expenditure هزينه سرمايه اى ،مخارج سرمايه اى ،هزينه اى که براى بهبود سرمايه وافزايش ان بکار ميرود قانون ـ فقه : هزينه اى که فايده اش محدود به يک دوره مالى نباشد بازرگانى : هزينه هاى سرمايه اى کلمات مرتبط(2)