clobber

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ( انگلیس ) خمیر یاچسب سیاه رنگی که با آن ترک وشکاف های کفش را پر میکنند، دنده (ماشین )، لباس، جامه ، وصله کردن ، بهم پیوستن ، زدن ، کتک زدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (انگليس )خمير ياچسب سياه رنگى که با ان ترک وشکاف هاى کفش را پر ميکنند،دنده(ماشين)،لباس ،جامه ،وصله کردن ،بهم پيوستن ،کتک زدن کامپيوتر : پاک کردن فايل
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 clob·ber v. Pronunciation:     ' klä-bər Function:           noun Etymology:          origin unknown Date:               1879 slang British : CLOTHES 1 ]]> 2 clobber v. Function:           transitive verb Inflected Form:  &nbsp clob·bered ; clob·ber·ing \-b(ə-)riŋ\ Etymology:          origin unknown Date:               circa 1943 1 : to pound mercilessly also : to hit with force < clobber a home run> 2 a : to defeat overwhelmingly <got clobber ed in the election> b : to have a strongly negative impact on <businesses clobber ed by the recession> c : to criticize harshly <a film clobber ed by reviewers>]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}