cohabit

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary باهم زندگی کردن ( زن ومرد)، رابطه جنسی داشتن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary cohabit co-+habiter bâ ham zistan (pbp.) ( bâ ham )tâ kardan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version باهم زندگى کردن( زن ومرد)،رابطه جنسى داشتن قانون ـ فقه : با هم زندگى کردن بدون ازدواج رسمى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary co·hab·it v. Pronunciation: ( ˌ )kō- ' ha-bət Function: intransitive verb Etymology: Late Latin cohabitare, from Latin co- + habitare to inhabit, from frequentative of habēre to have ― more at GIVE Date: circa 1530 1 : to live together as or as if a married couple 2 a : to live together or in company b : to exist together –co·hab·i·tant \-bə-tənt\ noun –co·hab·i·ta·tion \( ˌ )kō- ˌ ha-bə- ' tā-shən\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}