collectivism

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق. ) اجرای اصول اشتراکی درزندگی، سیستم اقتصادی مشترک ، وسائل تولید دسته جمعیومشترک .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version سيستم اجتماعى ،(حق ).اجراى اصول اشتراکى درزندگى ،سيستم اقتصادى مشترک ،وسايل توليد دسته جمعى ومشترک قانون ـ فقه : اعتقاد به اين مسئله که جامعه بايد به وسيله مساعى جمعى و همکارى همه احاد ان اداره شود روانشناسى : جمع گرايى بازرگانى : نظام اشتراکى
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary col·lec·tiv·ism n. Pronunciation:     kə- ' lek-ti- ˌ vi-zəm Function:           noun Date:               1857 1 : a political or economic theory advocating collective control especially over production and distribution also : a system marked by such control 2 : emphasis on collective rather than individual action or identity   –col·lec·tiv·ist \-vist\ adjective or noun   –col·lec·tiv·is·tic \- ˌ lek-ti- ' vis-tik\ adjective   –col·lec·tiv·is·ti·cal·ly \-ti-k(ə-)lē\ adverb ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}