coloration

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary فن رنگرزی، حالت رنگ پذیری، رنگ آمیزی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version فن رنگرزى ،حالت رنگ پذيرى ،رنگ اميزى علوم مهندسى : رنگى
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary col·or·a·tion n. Pronunciation: ˌ kə-lə- ' rā-shən Function: noun Date: 1617 1 a : the state of being colored b : use or choice of colors (as by an artist) c : arrangement of colors 2 a : characteristic quality b : aspect suggesting an attitude : PERSUASION 3 : subtle variation of intensity or quality of tone warning coloration Function: noun Date: 1928 : conspicuous coloration possessed by an animal (as an insect) otherwise effectively but not obviously defended that serves to warn off potential enemies
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}