consortium

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق. ) ائتلاف چند شرکت باهم برای انجام امور انتفاعی، کنسرسیوم.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary consortium کنسرسيوم، اشتراک منافع
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(consortium): بازگشت به واژه consortium consortium of bankers (حق ).ائتلاف چند شرکت باهم براى انجام امور انتفاعى ،کنسرسيوم بازرگانى : ائتلاف چند شرکت ،ائتلاف تجارى ،ائتلاف بنگاههاى اقتصادى مشارکت کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary con·sor·tium n. Pronunciation:     kən- ' so ̇ r-sh(ē-)əm, - ' so ̇ r-tē-əm Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural -sor·tia \- ' so ̇ r-sh(ē-)ə, - ' so ̇ r-tē-ə\ also -sortiums Etymology:          Latin, fellowship, from consort-, consors Date:               1829 1 : an agreement, combination, or group (as of companies) formed to undertake an enterprise beyond the resources of any one member 2 : ASSOCIATION , SOCIETY 3 : the legal right of one spouse to the company, affection, and assistance of and to sexual relations with the other]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}