contributory

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کمک کننده ، موجب، خراج گذار.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary contributory سهامدار يا شريکي که در صورت انحلال شرکت ملزم به پرداخت سهم خود از ديون شرکت باشد، کمک کننده، معين contributing cause (var. contributory cause) علت معين (يا کمکي)، علت فرعي contributory negligence (see also: comparative negligence) غفلت يا بي احتياطي زيان ديده که در ورود زيان مؤثر بوده باشد
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کمک کننده ،موجب ،خراج گذار
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary con·trib·u·to·ry n. Pronunciation:     kən- ' tri-byə- ˌ to ̇ r-ē Function:           adjective Date:               15th century 1 a : subject to a levy of supplies, money, or men b : contributing to a common fund or enterprise 2 : of, relating to, or forming a contribution]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}