convertible

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary قابل تبدیل، تغییر پذیر، قابل تسعیر.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(convertible): بازگشت به واژه convertible convertible coupe convertible currency convertible money convertible table قابل تسعير و تبديل ،قابل تبديل ،تغيير پذير،قابل تسعير علوم مهندسى : قابل تبديل قانون ـ فقه : پولى که با نرخ معين قابل تبديل به طلا باشد کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 con·vert·ible Pronunciation: kən- ' vər-tə-bəl Function: adjective Date: 14th century 1 : capable of being converted 2 : having a top that may be lowered or removed –con·vert·ibil·i·ty \- ˌ vər-tə- ' bi-lə-tē\ noun –con·vert·ible·ness \- ' vər-tə-bəl-nəs\ noun –con·vert·ibly \-blē\ adverb 2 convertible n. Function: noun Date: 1615 : something convertible especially : a convertible automobile
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}