cranial nerve

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (تش. ) عصب دماغی، عصب کاسه سر، عصب جمجمه .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(cranial nerve): بازگشت به واژه cranial nerve cranial nerve (تش ).عصب دماغى ،عصب کاسه سر،عصب جمجمه روانشناسى : عصب جمجمه اى کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary cranial nerve Function: noun Date: 1840 : any of the nerves that arise in pairs from the lower surface of the brain one on each side and pass through openings in the skull to the periphery of the body and that comprise 12 pairs in reptiles, birds, and mammals and usually 10 in fishes and amphibians
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}