cross examination
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary استنطاق، بازرسی ( از شاهد ).
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(cross examination): بازگشت به واژه cross examination cross examination استنطاق بازجويى از شهود،مواجهه دادن شهود،بازجويى همگانى ،تحقيق چند جانبه بازپرسى کردن ،استنطاق ،بازرسى( از شاهد) قانون ـ فقه : به طور کلى در CL کليه شهود و کارشناسان و مامورين کشف جرم در موقع محاکمه بايد علنا "و حضورا "اطلاعات خود را بيان دارند و دادستان و وکيل متهم حق سوال کردن از ايشان را دارند علوم نظامى : روبرو کردن شواهد استنطاق کردن کلمات مرتبط(2)