crotch

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary محل انشعاب شاخه از بدنه درخت، دوشاخه ، نقطه انشعاب ( مثل محل انشعاب بدن انسان بدو پا).
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary crotch|fork 1 eng. crotch cang-ak 2 eng. fork do-šâxe/râhi
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(crotch): بازگشت به واژه crotch rear crotch and near arm تير دو شاخه ،محل انشعاب شاخه از بدنه درخت ،دوشاخه ،نقطه انشعاب( مثل محل انشعاب بدن انسان بدو پا) ورزش : مربع کوچک در 4 گوشه ميز بيليارد بى کيسه چنگک نگهدارنده تير افقى بادبان علوم نظامى : جاى انشعاب علوم دريايى : جاى انشعاب کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary crotch n. Pronunciation:     ' kräch Function:           noun Etymology:          probably alteration of 1 crutch Date:               1563 1 : a pole with a forked end used especially as a prop 2 : an angle formed by the parting of two legs, branches, or members   –crotched \ ' krächt\ adjective ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}