آویزه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- آویز. گوشواره. گردنبند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary appendix ; lug ; pendant واژه هاى شامل آويزه ـ (2)
- (جانوری): آپاندیس.
- آویزه ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش آو - ایزه قابل تجزیه است؛ و ایزه با ایذه تفاوت مفهومی نداشته هر دو به معنی نشان، راه، یا هدف و آیین بوده است.