cultivation

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کشت، زراعت، تربیت، تهذیب، ترویج.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary cultivé|cultivate|cultivation|educate be bâr âvordan 1 zamin, eng. cultivate, cultivation (zamin )kâšt-an parvar-ân-d-an 2 farhang, eng. educate bâ-farhang / farhixta kardan dâneš âmuxtan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(cultivation): بازگشت به واژه cultivation cultivation of waste land extensive cultivation intensive cultivation self cultivation جلب محبت براى استفاده در کسب اطلاعات دانه پاشيدن ،پرورش ،کشت ،زراعت ،تربيت ،تهذيب ،ترويج روانشناسى : کشت زيست شناسى : کشت علوم نظامى : تماس براى جلب و به دام انداختن افراد کلمات مرتبط(4)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary cul·ti·va·tion n. Pronunciation: ˌ kəl-tə- ' vā-shən Function: noun Date: circa 1716 1 : CULTURE , REFINEMENT 2 : the act or art of cultivating or tilling
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}