cut out

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary جدا کردن در اثر بریدن ، کندن ، برش دادن ، قطع جریان ، سویچ قطع برق وغیره .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(cut out): بازگشت به واژه cut out cut out جدا کردن در اثر بريدن ،کندن ،برش دادن ،قطع جريان ،سويچ قطع برق وغيره علوم مهندسى : جدا کردن در اثر بريدن علوم نظامى : وسيله ارتباط بااعضاى سازمانهاى زيرزمينى رابط يا واسطه ارتباط با سازمانهاى زيرزمينى کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 cut out Function: transitive verb Date: 15th century 1 : to form by erosion 2 : to determine or assign through necessity 3 : to take the place of : SUPPLANT 4 : to put an end to : desist from 5 : DEPRIVE , DEFRAUD 6 a : to remove from a series or circuit : DISCONNECT b : to make inoperative intransitive verb 1 : to depart in haste 2 : to cease operating 3 : to swerve out of a traffic line 2 cut out Function: adjective Date: 1645 : naturally fitted or suited
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}