dab
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary تر کردن ، کهنه را نم زدن ، با چیزنرمی کسی رازدن یا نوازش کردن ، اندکی، قطعه ، تکه ، آهسته زدن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(dab): بازگشت به واژه dab dab shot smack dab تر کردن ،کهنه را نم زدن ،با چيزنرمى کسى رازدن يا نوازش کردن ،اندکى ،قطعه ،تکه ،اهسته زدن کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary DAB n. Function: abbreviation Dictionary of American Biography]]>