dabble

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary رنگ پاشیدن ، نم زدن ، (کمکم) تر کردن ، درآب شلپ شلپ کردن ، سرسری کارکردن ، بطور تفریحی کاری راکردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(dabble): بازگشت به واژه dabble double dabble رنگ پاشيدن ،نم زدن ،(کم کم )تر کردن ،دراب شلپ شلپ کردن ،سرسرى کارکردن ،بطور تفريحى کارى راکردن کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary dab·ble v. Pronunciation:     ' da-bəl Function:           verb Inflected Form:  &nbsp dab·bled ; dab·bling \-b(ə-)liŋ\ Etymology:          perhaps frequentative of 2 dab Date:               1557 transitive verb : to wet by splashing or by little dips or strokes : SPATTER intransitive verb 1 a : to paddle, splash, or play in or as if in water b : to reach with the bill to the bottom of shallow water in order to obtain food 2 : to work or involve oneself superficially or intermittently especially in a secondary activity or interest < dabble s in art>]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}