deactivate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary نا کنشگر کردن ، ناکنش ور کردن ، بی اثر کردن ، بی خاصیت کردن ، از اثر انداختن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary désactivation|deactivate|deactivation de dés- (- 1. Dé-), et activer. az kâr andâxtan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version خنثى کردن مين ،غير مسلح کردن ،نا کنشگر کردن ،ناکنش ور کردن ،بى اثر کردن ،بى خاصيت کردن ،از اثر انداختن علوم نظامى : غير فعال کردن
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary de·ac·ti·vate v. Pronunciation:     ( ˌ )dē- ' ak-tə- ˌ vāt Function:           transitive verb Date:               1926 : to make inactive or ineffective < deactivate a bomb> < deactivate a chemical compound>   –de·ac·ti·va·tion \( ˌ )dē- ˌ ak-tə- ' vā-shən\ noun   –de·ac·ti·va·tor \( ˌ )dē- ' ak-tə- ˌ vā-tər\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}