defacto
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary بالفعل، عملا(درمورد دولتی که باانقلاب ونظیرآن روی کار آمده و هنوز بطور رسمیشناخته نشده ).
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(defacto): بازگشت به واژه defacto defacto recognition عملى ،بالفعل ،عملا(درمورد دولتى که باانقلاب ونظيران روى کار امده و هنوز بطور رسمى شناخته نشده) قانون ـ فقه : بدون توجه به استحقاق کلمات مرتبط(1)