defeasance

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary باطل سازی، ابطال، القائ، (حق. ) بطلان ، شرط بطلان یا القائ، شکست.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary defeasance الغاء، بطلان، شرط ابطال يا الغاء، شرطي در سند که در صورت تحقق سند را بعضأ يا کلأ باطل کند
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(defeasance): بازگشت به واژه defeasance defeasance clause باطل سازى ،ابطال ،(حق ).بطلان ،شرط بطلان يا القاء،شکست کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary de·fea·sance n. Pronunciation: di- ' fē-zən(t)s Function: noun Etymology: Middle English defesance, from Anglo-French, from defesaunt, present participle of defaire Date: 15th century 1 a (1) : the termination of a property interest in accordance with stipulated conditions (as in a deed) (2) : an instrument stating such conditions of limitation b : a rendering null or void 2 : DEFEAT , OVERTHROW
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}