آهن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (شیمی): فلزی برنگ سفید مایل به خاکستری که در هوای مرطوب به آسانی زنگ میزند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary Iron ; ferrum واژه هاى شامل آهن ـ (135)
- اسم فلزی است چکش خور که از معادن استخراج میشود و غالباً به شکل اکسید یا کربنات یا سولفوردوفرو وجود دارد و آنها را در کوره میگدازند و آهن خالص به دست میآورند و آن جسمی است سخت و محکم.
- اسم (گفتگو): هر نوع فولاد غیرآلیاژی که خواص فیزیکی، شیمیایی، و مکانیکی آن معمولی باشد.
- اسم (فنی): قطعه فلزی که در کنار قطعههایی از جنس غیر فلز باشد.
- اسم زنجیر، آهون، نقب.