demurrage

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary خسارت بیکار ماندگی، کرایه معطلی (در راه آهن و کشتی)، تاخیر کردن ، نگاهداشتن ، حق باراندازی گرفتن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary demurrage (خسارت) معطلي يا بيکار ماندن کشتي، دموراژ
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version بيکار و معطل نگهداشتن کشتى بيش از مدتى که جهت بارگيرى يا تخليه يا طى مسافت مبداء به مقصد لازم است ،جريمه تاخير،هزينه معطلى در حمل با قطار يا کشتى ،خسارت بيکار ماندگى ،کرايه معطلى( در راه اهن و کشتى)،تاخير کردن ،نگاهداشتن ،حق باراندازى گرفتن قانون ـ فقه : خسارت تاخير تخليه کشتى ،جهت اين تاخير مسبب ان بايد خسارت بپردازد بازرگانى : هزينه هاى معطلى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary de·mur·rage n. Pronunciation:     di- ' mər-ij, - ' mə-rij Function:           noun Date:               1641 1 : the detention of a ship by the freighter beyond the time allowed for loading, unloading, or sailing 2 : a charge for detaining a ship, freight car, or truck]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}