detachment

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دسته ، قسمت، جداسازی، تفکیک ، کناره گیری.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary detachment => détacher nâ-bast-agi (pbp.) vâ-rast-a-gi gosast-agi
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(detachment): بازگشت به واژه detachment advance detachment casual detachment detachment parry headquarters detachment operations detachment بخش ،يکان جزء يک قسمت ،يکان کوچک دسته يا قسمت جدا شده از يکان بزرگتر قسمت قرارگاه ،قسمت زير امر،دسته ،قسمت ،جداسازى ،تفکيک ،کناره گيرى روانشناسى : گسلش علوم نظامى : فوج کلمات مرتبط(5)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary de·tach·ment n. Pronunciation:     di- ' tach-mənt, dē- Function:           noun Date:               1669 1 : the action or process of detaching : SEPARATION 2 a : the dispatch of a body of troops or part of a fleet from the main body for a special mission or service b : the part so dispatched c : a permanently organized separate unit usually smaller than a platoon and of special composition 3 a : indifference to worldly concerns : ALOOFNESS b : freedom from bias or prejudice]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}