diamond

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary الماس، لوزی، (در ورق) خال خشتی، زمین بیس بال.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(diamond): بازگشت به واژه diamond black diamond diamond antenna diamond charge diamond cutting tool diamond drill diamond formation diamond interchange (am) diamond knurl diamond knurled nut diamond pass diamond polishing diamond structure diamond wedding diamond-cut diamond-cutter diamond-drill diamond-dust imitation diamond rose diamond vicker's diamond hardness tester الماس ،لوزى ،(در ورق )خال خشتى ،زمين بيس بال علوم مهندسى : الماس ورزش : مربع بزرگ زمين بيس بال کلمات مرتبط(20)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Di·a·mond n. Pronunciation: ' dī-(ə-)mənd Variant: or Kum·gang \ ' ku ̇ m- ˌ gäŋ\ Function: geographical name mountains SE N. Korea; highest 5374 ft (1638 m )
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}