dilatory

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary اتساعی، ورمی، تاخیری، کند، بطی.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary dilatory به تأخير افکننده، تأخيري، کند کننده dilatory defence دفاع شکلي، دفاع مقدماتي (بدون ورود در ماهيت دعوي)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version اتساعى ،ورمى ،تاخيرى ،کند،بطى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary dil·a·to·ry adj. Pronunciation:     ' di-lə- ˌ to ̇ r-ē Function:           adjective Etymology:          Middle English, from Anglo-French dilatorie, Late Latin dilatorius, from Latin differre (pp. dilatus ) to postpone, differ ― more at DIFFER , TOLERATE Date:               15th century 1 : tending or intended to cause delay < dilatory tactics> 2 : characterized by procrastination : TARDY < dilatory in paying bills>   –dil·a·to·ri·ly \ ˌ di-lə- ' to ̇ r-ə-lē\ adverb   –dil·a·to·ri·ness \ ' di-lə- ˌ to ̇ r-ē-nəs\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}