discredit

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary بیاعتباری، بدنامی، بی اعتبار ساختن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary discredit بي اعتبار کردن، ترديد کردن در صحت (اظهارات شاهد)، لطمه زدن به اعتبار
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary discrédit|discredit dis-+crédit az cašm andâxtan bi-âberu/arzeš kardan
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version بى اعتبارى ،بدنامى ،بى اعتبار ساختن
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 dis·cred·it n. Pronunciation: ( ˌ )dis- ' kre-dət Function: transitive verb Date: 1559 1 : to refuse to accept as true or accurate : DISBELIEVE 2 : to cause disbelief in the accuracy or authority of 3 : to deprive of good repute : DISGRACE 2 discredit n. Function: noun Date: 1565 1 : loss of credit or reputation 2 : lack or loss of belief or confidence : DOUBT
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}