disorintate
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary (=disorient) مالکیت چیزی راانکار کردن ، ردکردن ، ازخودندانستن ، نشناختن ، عاق کردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version )=disorient(مالکيت چيزى راانکار کردن ،ردکردن ،ازخودندانستن ،نشناختن ،عاق کردن