قیاس

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم بررسی یا بیان وجوه اشتراک و افتراق دو چیز یا دو کس.، سنجش.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary abduction ; analogy ; deduction ; induction ; parable ; proportion ; syllogism واژه هاى شامل قياس ـ (31)
  3. اسم حدس و گمان.
  4. اسم اندازه‌کیری و محاسبه. اندازه و مقدار. استخراج نتیجه جزیی از کُل.
  5. اسم : استدلالی شامل دو مقدمه و یک نتیجه بطوریکه اگر کسی مقدمه‌ها را بپذیرد، ناچار باید نتیجه را بپذیرد، مانند انسان فانی است.
  6. اسم : استدلالی که ذهن را از کلی به جزئی یا از اصل به نتیجه یا از قانون به موارد اطلاق آن می‌رساند
  7. اسم : سنجش امری معلوم با امور دیگر که با آن در علت یکی باشد و حکم آن امور را بر آن امر معلوم، جاری گردد.
  8. اسم سنجیدن، اندازه گرفتن.
  9. اسم (فقه): مقایسه، سنجش و بررسی و بیان وجوه اشتراک و افتراق دو چیز یا دو کس.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}