down time
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary مدت از کار افتادگی.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(down time): بازگشت به واژه down time down time زمان تلف ،وقفه ،زمان بيکارى ،مدت از کار افتادگى علوم مهندسى : مرگ کامپيوتر : مدت از کار افتادگى بازرگانى : زمان توقف علوم نظامى : زمان تلفن شده کلمات مرتبط(2)