draw off
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary کاستن ، کم کردن ، جدا کردن ، مجزا کردن ، دور کردن از.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(draw off): بازگشت به واژه draw off draw off منحرف کردن ،کسر کردن ،برداشت ،کاستن ،کم کردن ،جدا کردن ،مجزا کردن ،دور کردن از علوم مهندسى : تفريق کردن معمارى : بده برداشت کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary draw off Function: transitive verb Date: 13th century : REMOVE , WITHDRAW intransitive verb : to move apart or ahead]]>