آهو
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (جانوری): جانور پستاندار و نشخوار کننده که جثه آن به اندازه بُز است و دست و پای بلند و موی کوتاه دارد و چشمانش به زیبایی معروف است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary asthma ; defect واژه هاى شامل آهو ـ (6)
- اسم جانوری از خانواده تهی شاخان، جزو راسته نشخوارکنندگان که اقسام مختلف دارد و عموماً دونده بسیار سریع و چابک و دارای دست و پای بلند و چشمان زیباست. غزال، مارال. آهو بره.
- صفت عیب، نقص. بیماری، مرض. بد، ناپسند.
- صفت پشت آهو بسته بودن کنایه از: دور از دسترس بودن.