dry dock
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary کشتی را در حوضچه تعمیر گذاردن ، محل تعمیر کشتی.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(dry dock): بازگشت به واژه dry dock dock dry کشتى را در حوضچه تعمير گذاردن ،محل تعمير کشتى بازرگانى : استخر تعمير کشتى در لنگرگاه علوم دريايى : حوض خشک کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary dry dock Function: noun Date: 1626 : a dock that can be kept dry for use during the construction or repairing of ships]]>