easement

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق) حق ارتفاقی، راحتی، آسایش، راحت شدن از درد، منزل.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary easement (حق) ارتفاق affirmative easement (see also: positive easement) ارتفاق مثبت (حقي براي شخص در ملک ديگري) easement of access حق العبور negative easement (حق) ارتفاق منفي (ممنوعيت مالک از انجام کاري در ملک خود) positive easement (see also: affirmative easement) ارتفاق مثبت (حقي براي شخص در ملک ديگري)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(easement): بازگشت به واژه easement legal easement natural easement quasi easement right of easement (حق )حق ارتفاقى ،راحتى ،اسايش ،راحت شدن از درد،منزل قانون ـ فقه : ارتفاق کلمات مرتبط(4)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ease·ment n. Pronunciation:     ' ēz-mənt Function:           noun Date:               14th century 1 : an act or means of easing or relieving (as from discomfort) 2 : an interest in land owned by another that entitles its holder to a specific limited use or enjoyment also : an area of land covered by an easement]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}