کاپیتولاسیون
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم حقی که به اتباع بیگانه در مملکتی دهند مبنی بر این که اگر در آن کشور جرمی مرتکب شدند در محاکم خود آن کشور محاکمه نشوند بلکه در محکمههای مربوط به دولت خود محاکمه شوند. ارتفاق بینالمللی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary capitulation