تقویم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- بهاء کالایی را تعیین کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary appraisal ; assessment ; calendar ; estimate ; valuation واژه هاى شامل تقويم ـ (14)
- راست کردن.
- تعیین اوقات و زمانها.
- اسم گاهنامه.
- اسم از ریشه قَوَمَ عربی.
- اسم سالنامه
- اسم گاهشماری