elegant

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary زیبا، با سلیقه ، پربراز، برازنده .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary élégante|élégance|élégamment|elegant|elegance|elegancy xoš-barxord/puš + L'élégance n'a d'importance que si l'on y pense ! (Sanseverino, chanson André)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(elegant): بازگشت به واژه elegant elegant maners elegant style elegant walking يک برنامه با کمترين مقدار حافظه اصلى طراحى يک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهاى بکار برده شده براى انجام کارهاى گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلى استفاده کند،ظريف ،زيبا،با سليقه ،پربراز،برازنده کامپيوتر : زيبا علوم دريايى : واکسيل کلمات مرتبط(3)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary el·e·gant adj. Pronunciation: ' e-li-gənt Function: adjective Etymology: Middle French or Latin; Middle French, from Latin elegant-, elegans; akin to Latin eligere to select ― more at ELECT Date: 15th century 1 : marked by elegance 2 : of a high grade or quality : SPLENDID synonyms see CHOICE –el·e·gant·ly adverb
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}