elementarily

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مقدماتی، ابتدائی، اصلی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version مقدماتى ،ابتدايى ،اصلى
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary el·e·men·ta·ry adj. Pronunciation:     ˌ e-lə- ' men-tə-rē, - ' men-trē Function:           adjective Date:               14th century 1 a : of, relating to, or dealing with the simplest elements or principles of something <an elementary course> b : of or relating to an elementary school <an elementary curriculum> 2 : ELEMENTAL 1A B 3 : ELEMENTAL 2   –el·e·men·ta·ri·ly \- ˌ men- ' ter-ə-lē, - ' men-trə-lē\ adverb   –el·e·men·ta·ri·ness \- ' men-tə-rē-nəs, - ' men-trē-\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}